خرید بک لینک
. باید آهسته بگویم خبری را به شمابا زبانی وَ کلامی که پر است از ایماتا کسی هیچ نفهمد چه به ساحل دیدمیا چه از لک لکِ سیّاس شنیدم آنجا.در گریز از تب بالای هیاهوی مرگکه زده چمبره بر خلقِ تمام دنیاگوشه ای جُستم و گوشی ، صدفی ، نجواییتا دهم شرحِِ دل خود به سرود و آواآب با آن خُنَکایش به نسیمی آمدهم مرا هم صدفم برد به قعر رؤیا.ساحلی رام ، شب آرام وَ شن ها هر یکنقطه ای بود به پایان سرود دریاآسمان پلک فرو بسته به خوابی شیرینمطربش خوانده بر او نغمه ی لا لا.. لا لاگوش من گوش فلک شد وَ صدف گوش زمینساحل و ماسه همه جِرم هوا بود و سما :مرغی از سایه ی یک ابر فرو می آیدمثل باران که بشوید تَل خاکستر راسر برون آوَرَد از آتشِ خاموش شدهجوجه ی تازه ی ققنوس در این دوره ی مامی نشیند به بلندای درختی سرسبزپلّکانش همه پر بار ، پر از زیتون هاتعبیه ساخته صد خُنبه به هر منقارشگوید این است نشانی که چکید از بالاصورتش رنگ طلوعی ست به گندمزارانمثل یک ماه که افتاده به کانون طلاچون به او خیره شوی دیده بر او می بندیمی شود یکسره بی دست وَ بی تن ، بی پامثل خورشید که او هیچ ندارد جز سرمثل یک تخم که زاییده شد از مرغِ هوا.نی

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. خیلی سئوال پیچَش می کنیدبله.. بله..مسلم است که شیطان را دیده استخود شما هم شیطان را دیده ایدلخت مادرزادزرد ، زرد ، زرد ، زرد...آنقدر زرد پوست که از هر چه به رنگ زرد بیزارید از هیبت آن مرد لاغربا پوستی ضخیم و چروکیدهچشم هایی از حدقه بیرون زدهموهای ژولیدهو صورتی تکیده که مرده ای را ماند تازه از گور برخاسته به رستخیز آینه ی توالت تان..خیلی سئوال پیچَش می کنیدبله.. بله..مسلم است که همیشه همه جادر هر حال و حالتی شما را می بیندوقتی در هر گوشه از خانه اش چشم ها و گوش های کوچک و شیشه ای شما را کشف می کند و اصلا به روی شما نمی آورد وُانگار نه انگار برتر از پیغمبرانادعای علم غیب دارید..خیلی سئوال پیچَش می کنیدبله.. بله..او بهتر از شما می داندتعداد بال های فرشتگان یکی نیستفرشته های کوچک اندام با چهار بال موهای مجعد وُ خرمایی دارند و هیچوقت روسری نمی خرندفرشته های بلند بالا با دو بالموهای مواج و طلایی دارند و هیچوقت روسری نمی خرندو فرشته های میانه قد با شش بالموهای فرفری دارند به رنگ شبق و هیچوقت روسری نمی خرند این مقرب ترینان بارگاه خداوند..خیلی سئوال پیچَش می کنیدبله.. بله..او خیلی خوب می دان

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. در سرزمینی دور در یکی از روزگاران پیشین ، پیامبری ظهور کرده بود که تمام مردم آن سرزمین به نبوت او اذعان داشته و باور قلبی و زبانی خود را به او اعلام کرده بودند به جز یک نفر.پیامبر به سبب آنکه از هرآنچه در ضمیر یکایک مردمش می گذشت آگاه بود ، تنها کسی بود که آن شخص را می شناخت. هیچیک از مردم از مخالفت آن فرد خبر نداشتند زیرا او سخنی در این باره در هیچ جا و هیچ زمانی به زبان نیاورده بود و آنها حتی نمی دانستند او چه کسی ست که پیامبرشان مدام در صحبت هایش بی آنکه نامی از او ببرد در باره ی عدم باور او ابراز نگرانی می کند و مدام اعلام می دارد که : تا آن شخص به من ایمان نیاورد رهنمودها و راهنمایی های خود را برای شما مردمان آغاز نخواهم کرد. مدتی می گذرد و آن فرد همچنان بی آنکه سخنی در جایی مبنی بر مخالفتش با آن پیامبر به زبان آورده باشد عدم موافقت خود را در درون خویش ابراز می کرد تا اینکه پیامبر در غروب یکی از همان روزها ، وقتی آن شخص در مزرعه ی خود مشغول بود به دیدار او می رود. آن فرد با دیدن پیامبر ، بدون لحظه ای درنگ ، در گفتنِ سلام پیشی می گیرد و قبل از آنکه پیامبر کلامی به زبان آورد می

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. مدتی ست که بیماری رفتارهای خشونت آمیزی که از سوی بعضی از ابناء غیر بشر نسبت به حیوانات رخ می داد ، حالا بین مردم نسبت به یکدیگر شیوع پیدا کرده است. امروز دو خبر بسیار ناراحت کننده شنیدم. یکی رفتار مأمور شهرداری نسبت به مادر سبزی فروشی که به دلیل عدم وجود امکانات شهری برای تأمین معاش این قشر از جامعه ، در حاشیه ی پیاده رو یک خیابان به کسب شرافتمندانه ی خود مشغول بوده است و مورد ضرب و شتم مأمور شهرداری قرار می گیرد و دیگری خبری ست که یکی از خواننده های خاموش صفحه ام در چت روم برایم گزارش داده است. خبری که بسیار شرم آور و تأسف بار است و به دلیل مسائل حفاظتی از بردن نام اشخاص و محل و شهر مزبور در ذیل خودداری می کنم. باشد که عرق شرم بر جبین نانجیب مسببین آن بنشیند :طبق گفته ی پدر یک خانواده که از طرفداران جنبش سبز است یکی از فرزندان او از آنجا که این پدر معتقد به آزادی فرزندانش در انتخاب عقیده و جهت گیری های سیاسی و حتی بینشی بوده است ، محصلی ست که تازه دیپلم خود را گرفته عضو بسیج دبیرستانش بوده و پیش از شرکت در کنکور و شروع تحصیلات دانشگاهی ، تصمیم به گذراندن دوران سربازی می گیرد و بلاف

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. در بورانی ترین صحنه های مرگ و زندگیگوشه ای از جگرم را می بُرندمی برند به ارتفاعات پوشیده از برف و باد و کوران.تکه ای از روح من اکنونبه مرزبانی از سرحدات سرزمین ماندر بلندترین ارتفاعات عشققدم می زندپاس می داردسرزمین بی مرز نگاه مشترکمان را.... ."آسیه خوئی" ـ 95/9/3 ـ چهارشنبه 19:55 . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. میان سرباز و ارتشی، میان سرباز و سپاهی، میان سرباز و نیروهای انتظامی تفاوت بسیار است. یک سپاهی و یک ارتشی زندگی خود را بر مبنای نظامی بودن گذاشته است. از روز اول پذیرفته است که همیشه زندگی اش با مخاطرات نظامیِ پیش رو مواجه خواهد بود. اما یک سرباز که فقط دوره ی خدمتش را میگذراند وقتی فقط به مدت 2ماه یا 3ماه در این حد آموزش می بیند که در مواقع اضطراری ، این توان اولیه را داشته باشد که از میهن خود فقط دفاع کند، قطعاً و به طور حتم توان یک پاسدار یا یک ارتشی را ندارد. مرز ، اقتضائات خود را دارد؛ یک مرزبان باید دیده بان خوبی باشد برای زیر نظر گرفتن تحرکات زمینی و هوایی؛ باید آموزش دیده باشد برای برخورد با کسانی که غیر قانونی قرار است از مرز رد شوند؛ باید حرفه ای باشد برای تغییر آرایش نیروهای نظامیِ طرف مقابل؛ باید با تجربه باشد برای آنکه بداند در چه زمانهایی چه اتفاقاتی قرار است در مرز بیافتد؛ چگونه و در چه زمانها و موقعیتهایی ممکن است پدیده ی قاچاق اتفاق بیافتد؛ مرزبان باید مرزبان باشد! جدای از تأثیرگذاری مستقیم و بی واسطه ی وضعیت سیاست خارجی و احساس قوت و ضعف از طرف آنسوی مرزها که با

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. از او می پرسم اگر روزی پُست و مسئولیت مهمی در این مملکت داشته باشی ، آیا وقتی پسرت به سن سربازی برسد دستور می دهی تا اعلام کنند همه ی مشمولین خدمت نظام وظیفه ای که متولد سال تولد پسرت هستند ؛ معاف از سربازی خواهند بود ؟!می گوید معلوم است که از من توضیح می خواهی وگرنه می دانی که پاسخم منفی ست. و مانند همیشه توضیحات خاص خود را تکرار می کند : هر کس مرتکب خطا و ستمی شود خودش در طول زندگی اش ، پاسخ و جزای عملش را خواهد گرفت. اگر هیچکس در این دنیا متوجه نشود که چه فردی این خطا و ستم را نسبت به دیگری و یا نسبت به مردم انجام داده است ، سرای دیگری وجود دارد که در آنجا بصورت کامل و تمام ، مجازات و مکافات اعمالش را خواهد چشید.می گویم شاید تا آن موقع به دلیل موفقیتی که در پرده پوشی گناهانش داشته ، هزاران خطا و ستم و گناه دیگر نیز مرتکب شود !؟می گوید اگر کسی بتواند گناهی را طوری مرتکب شود که هیچکس نفهمد از سوی چه کسی بوده ؛ ما نیز نباید پرده دری کنیم. می گویم خب ما که می دانیم چه کسی بوده !؟می گوید پس مطمئن باش که دیگران هم مانند ما می دانند که چه کسی یا چه کسانی این گناهان و ستم ها را مرتکب

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. سایت اینترنتی خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) ، طی پیام زیر به همه ی هموطنان ایرانی ، ارتباطِ بدون واسطه با کل مسئولین جمهوری اسلامی را اعلام کرده است : "هموطن گرامیایرنا بعنوان رسانه ی ملی بر اساس مسئولیت قانونی خود وظیفه انعکاس نظرات، پیشنهادات، انتقادات و درخواست های مردم به مسئولان را عهده دار می باشد.این ارتباط بدون واسطه بوده و مطالب شما مستقیم بصورت مستمر و محرمانه به مسئولین ذیربط منعکس خواهد گردید.درج آدرس پست الکترونیکی - شماره تماس اختیاری است و امکان ارتباط با شما و اعلام نتیجه اقدامات از سوی مسئولان را میسر خواهد کرد.خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) "..اگر چه بعضی مسائل بسیار بغرنج و مشکلات ناهنجار و وحشتناک سربازها و موارد مشابه آن را باید بصورت حضوری و کتبی به چند شخصیت متفاوت دیگر اعلام کرد اما همین امشب متن پُست "سربازها را به مرزها نفرستید" را برای هر یک از اشخاص زیر ارسال کردم و از همین اکنون منتظر پاسخ آنها می مانم : 1- حسن روحانی (رئیس جمهور)2- محمد حسین باقری (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)3- علی شمخانی (دبیر شورای عالی امنیت ملی)4- عطاءالله صالحی (فرمانده کل ارتش)5-

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. خوشا به حال خدایان که لامکان هستندو فارغ از سگ و قاضی و پاسبان هستند !کمین نکرده و دنبالشان نمی افتندهمین که سایه ندارند در امان هستند !خوشا به حال کسانی که زنده اند فقطبه زعم اینکه پس از مرگ جاودان هستند !زبان بریده و لالند در مقابل ظلمو پیش خلق خدا این هوا زبان هستند !و ساکتند که بی دردسر بلمبانندوگرنه عاشق آزادی بیان هستند !ازاین طرف همه خود را مدرن می خواننداز آن طرف پی دوران باستان هستند !در آن زمان همه دنبال این زمان بودنددر این زمان همه دنبال آن زمان هستند !چه پیش آمده یاران که خانه ها حتیبه پایداری دیوار بد گمان هستند ؟بگو طناب شما را به عرش خواهد بردبه بچه ها که به دنبال نردبان هستند !غنیمتی ست قفس ای پرنده جان که هنوزگلوله های زیادی در آسمان هستند !به دستبند تو سوگند دستمان بند استکه در حقیقت در بند، بندگان هستندقلم به دستی و باید قلم شود پایتکه از قدیم سگان لنگ استخوان هستندمن و تو ایم و همین واژه های سرگردانبه ما چه خلق چنین اند و یا چنان هستند"اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوستخبر ندارم از ایشان که در جهان هستند". ."رحیم رسولی" . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. خورشیدکِ من !کبوتراندست آموز دانه شدند وُجَلد بام های حقیر کفتربازان. کفتربازاناین خوک های سر به زیر و کرکسانِ بی آسمان وماهی هایی که دهان های بی سرودشان رابه شیشه های تزئینی آکواریوم چسبانده اندگرسنگانِ لوش و لش و لجن. .آسیه خوئی . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. نهنگی را مانمکه اگر امواج سبز و آبیجسم کودکش را بر شانه های خود ببرندتمام آب های اقیانوس را به یکبارهبر ساحل امن و امین رویاهاشانتُف خواهد کرد تُف خواهد کردتمام تخته پاره های موج سواران رابر قلب سنگین صخره هاآنان که به تماشای درامی مهیج نشسته اندآنان که بر دیدن اشک نهنگانتشنه ترین وُحریص ترین اند... . .آسیه خوئی . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. چنان از صبـــر ، هــر بــرگ از وجـودم تلخِ تلخ استکه صبـــر از دفتــر شعـرش کنــون مولای بلخ استدلی که در کنارش کیسه ی زَهــره ندارد به غُرّه کِی شود زُهـره ؟ اگر ماهی به سلخ است !. .آسیه خوئی ـ 95/9/7 ـ یکشنبه 03:35 . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. سه رباعی که در مرداد ماه امسال سروده شده بود :.1ـ روزِ راه رفتن جنگلروزی کــه درختــان همـه بیـدار شونداز راه بیـــاینـــد و پـــدیــدار شــونـــد ؛آن دار و درختان بتِ زائیده ی خویشآغــوش بگیــرند و سپیــدار شــونــد !.2ـ چرخهیهات که آسمــان نخواهد چرخیدبر وفق مـراد ظالمــان ، بـی تـردیـدچل سال اگر به سحـر و جادو گرددیکبــاره به قـدر نیــل خـواهد بـاریـد.3ـ شفققرنی ست درخت ِ ارغوان است وطـندر خــون سیـاوشان نهان است وطـنیک روز گل شفـق بـه سـر خـواهـد زدآنـــروز کـــه دار ظالمــان اسـت وطـــن. .آسیه خوئی ـ مرداد ماه 1395عکس توسط یکی از دوستان ارسال و ویرایش شده. ممنون. . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. اصلاً به کسی چه که چه کردید وُ چه گفتید ؟!صـــد آینـــــه را مــاتِ کــه کردید وُ چه گفتید ؟!هــر شب بت افســونگــری از مـــــاه تراشیـدشقّ القمر این است که کردید وُ چه گفتید ؟!ایــن قصــه ی دیــروز شمـــا بــود ، وَ امــروزتکرارِ همان غصه به "کردید وُ چه گفتید" !؟هــر روز بــه تفسیـــر نشستیـد وُ بـــه تــأویــل ...اصلاً به کسی چه که چه کردید وُ چه گفتید !؟. .آسیه خوئی ـ 95/9/10 ـ چهارشنبه 22:05 . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. هر لحظه سُــرایـد سخنـی تــازه تـرمهر ذره ی هستی که در او می نگـرمتـا نـوبـتِ گفتــارِ تـــو آیــد ، شــــایـــددر عــالــمِ دیگـر برســی در نظـــرم !!. .آسیه خوئی ـ 95/9/10 ـ چهارشنبه 22:20 . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. خوب...بسیار خوب...برگشتیم لیلاجان ؟؟ دانستی که تقدیر همیشه همین بوده ؟و گریزی نیست از خود !از بیابان های ناگهان !....هر جا رویم زمین همین رنگی ست که بوده و تکلیف همان. جاری کردن آسمان با رقص سیب های سرخ و جاروب زمین با رودهایی کهچشمه چشمه از سرانگشتان بجوشد... .حالا که برگشتیبرای آخرین بار به یادت بسپارهرگز دیگر از رفتن نگویی که من باز هم پیش از تو خواهم رفت....باید بمانیمحتی اگر به جای سیب های سرخ آسمانرگ های مازمین را تطهیر کند.... .آسیه خوئی ـ 95/9/14 ـ یکشنبه 23:39 . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

ابن کاخ را نیز که در تصویر فوق می بینید در دامنه ی یک کوه و در یک دشت بنا شده است. در کلاردشت !! [ (اما) شما در دشت های این سرزمین ، کاخ ها می سازید و از کوه ها خانه هایی می تراشید !!... ] . از چه می ترسید و از چه واهمه دارید ؟ آیا از این موضوع هراس دارید که اگر از قوم ثمود انتقاد کنید ، ممکن است قوم عاد ، دیگر بار بر شما تسلط بیابند ؟ چنین نیست که می پندارید...." ... (ای قوم ثمود !) یاد کنید که خداوند ، شما را از پس قوم عاد جانشین آنان کرد و در این سرزمین جایتان داد. (اما) شما در دشت های این سرزمین ، کاخ ها می سازید و از کوه ها خانه هایی می تراشید (تا از بلایای زمینی و آسمانی در امان باشید !!).پس (لااقل) در این سرزمین فساد نکنید و نعمت های خدا را به یاد آورید (پیروزی تان را بر قوم جاهل و ظلوم عاد)..اما سران قوم ثمود که سرکشی می کردند به گروهی از ایمان آورندگان که ضعیف شمرده می شدند گفتند : آیا مطمئن هستید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است ؟ ما به چیزی که شما به آن ایمان آورده اید کافریم.سپس از فرمان خدا سرکشی کردند و موجود زبان بسته ای را که آنها را از کشتنش نهی کرده بودیم ک

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

https://www.facebook.com/345990762181512/videos/1133885253392055/ لطفاً برای دیدن ویدئوی موج های آبی و سرسره های آبی محله های فقیرنشین مان بر روی آدرس لینکی که در ذیل تصویر قرار دارد کلیک کنید. . "کاخ های مقاوم سران قوم ثمود".وقتی در ابتدای خیابان شاهین شمالی رو به سمت شمال می ایستی ، مقابلت کوهی به فاصله ای نزدیک قرار دارد که بر دامنه ی آن سه ساختمان عظیم الجثه به چشم می خورد. یکی از آن ساختمان ها ، هتلی توریستی ست ، دیگری ساختمان یک دانشگاه است و سومی که در سمت راست آن دو قرار دارد کاخی سربی رنگ است. من آن کاخ را از نزدیک ندیده ام اما از همان فاصله هم ، چشمگیرتر و زیباتر از بنای آن دو ساختمان دیگر به نظر می رسید. مردمی که از ساکنین خیابان شاهین شمالی بودند ، می گفتند : "این کاخ متعلق به "........" است که هر وقت قصد استنشاق هوای تازه و پیاده روی در دامنه ی آن کوه را دارد به این خانه ی عظیم خود ییلاق قشلاق می کند". ویدئویی که آدرس لینک آن را در ذیل تصویرِ فوق می بینید ، سرسره ی آبی ، طبیعی و خدادادیِ کودکان یکی از بیشمار مناطق فقیرنشین مان را نشان می دهد. براستی لذتی که در آبت

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. هراس من همهاز این قلبِ بی پرده ست ببخش اگر گاهیدریچه های آن را می بندموقتی به آواز دُرای کلماتت وسعت بیابان را گم می شوم..مرا ببخش اگر گاهی می میرماگر گاهی سکوت می کنم... سکته های گاه گاهِ منهمه از ترس استنمی خواهم کوه های مقلد آواز وحشت زده ی قلبم رادر مسیر کاروان تکرار کنند وُکجاوه ی تو را به سنگ ها نشان دهند. .مــرا ببخش اگر گاهیهمچون شتربچگانبـه دنبـال کاروانجا می مانم در بیابان... .آسیه خوئی ـ 95/9/17 . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. هیچ فرعونی در رود خروشان آبتنی نمی کند آرامش از نیل گریخته نهنگ ها به هضم ساحل نشسته اند گهواره ها گهواره ها آغوشم از گهواره های خالی پُر است فوران شیر تا نوک انگشتانم تیر می کشد و میریام بیهوده به دنبال دایه ها می گردد... . . آسیه خوئی . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. از روز دوشنبه 95/9/15 تا به امروز که بامداد جمعه است ، نمی دانستم چگونه خوشحالی و شادی ام را به سبب خبری که روز دوشنبه شنیدم با شما قسمت کنم. خبری که باعث شده بود دو شب پیش در برنامه ی "تیتر امشب" ـ که از شبکه ی شش سیمای جمهوری ایران پخش می شود ـ از یکی از مسئولین سازمان بازرسی کل کشور دعوت به عمل آورند و به سئوال های بیشمار مردم در خصوص پرونده ی اختلاسگران و حقوق های نجومی پاسخ دهد و اطلاع بدهد که همه ی افراد ، حقوق های غیرقانونی خود را به بیت المال برگردانده اند و فقط چهار نفر باقی مانده اند که هنوز بنا به دلایل خاص خود مازاد حقوق های نجومی خویش را پس نداده اند.آن خبری که روز دوشنبه شنیده بودم و موجب خوشحالی فزاینده ام شده بود ، این موضوع را برایم بطور یقین و برای همیشه روشن کرد که مردم ما همواره بیدارند و وقایع مملکت خود را مدام پیگیری می کنند و از این پس ، وقتی قوه ی قضائیه در باره ی مسائلی از این دست ، سهل انگاری و اغماض روا بدارد ؛ واکنش سریع و مؤثر نشان خواهند داد.آن خبر این بود که چند روز پیش ، عده ای از مردمِ جنوب شهر ، دو شبِ متوالی در مقابل خانه ی یکی از مسئولینی که اخیرا

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. اگر فرزندانتان تمایل به تحصیل در رشته های هنری دارند، به هیچوجه مانع آنها نشوید. گرایش آنها را به موضوعاتی مانند هنر و ادبیات و رشته هایی که نمایانگر طبع لطیف و روح سرشار آنها از ظرافت های انسانی ست، به مثابه ی هشداری تلقی کنید که اگر در مقابل خواسته ی آنان قد علم کنید؛ بعید نیست که با تحصیل در رشته های ناسازگار با روحیات شان، تبدیل به دیکتاتور و ستمگری شوند که جهانی را به نابودی و جنگ و خونریزی و نسل کشی بکشانند.تصویر فوق، یکی از نقاشی های فراوانی ست که آدولف هیتلر سالها قبل از ورودش به ارتش، رسم کرده است. هیتلر علاقه مند بود به رشته هنر بپردازد ولی پدر وی او را به مدرسه فنی فرستاد. هیتلر بعدها در کتاب "نبرد من" اعتراف کرد که «امیدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگی ای که پدرم به من تحمیل کرد را جبران کنم». پس از مرگ پدر، هیتلر در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ مدرسه فنی را ترک کرد. آدولف هیتلر در کتابش، "نبرد من"، لحنی مودبانه درباره ی پدرش دارد و اظهار کرده که همین تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشته باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین او و پدرش شده بود.او دوبار نیز از مؤسسه ی هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸)

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. از کالبدهای چهارگانه، کالبد دوم و سوم و چهارم نیز در مدت زمان معین و مخصوص به خود ـ چه در زمان محدودِ زنده بودن و چه پس از مرگِ انسان ها ـ قادر است بین خود و هر یک از آدم ها ارتباط برقرار کند. بخصوص آن عده از انسان ها که در طول حیات خود، حداقل دورادور یکدیگر را رصد می کرده اند. بعضی از آنها که در طی زندگی به دلیل جایگاه و موقعیت خاص مسئولیت های اجتماعی شان و بوسیله ی نوع عملکرد یا طرز فکر و یا نوع گفتار خود، همیشه بر سرنوشت گروه عظیمی از جامعه تأثیرگذار بوده اند؛ انرژی عظیمی ـ مثبت یا منفی ـ را، هم در طول حیات شان و هم پس از مرگ کالبد اول (جسم فیزیکی)، بر همگان تحمیل می کنند. گاه این انرژی آنقدر سنگین است که پس از مرگ جسمِ فرد مورد نظر، دیگران نیز با آزاد شدن شخص فوت شده از چنگال آن انرژی، مانند او احساس سبکی و بی وزنی می کنند. غروب روز یکشنبه پس از شنیدن خبر فوت او، چنین احساسی داشتم. حس می کردم تمام جهان مادی اطرافم تا شعاعی بسیار دور، از وزن سنگین انرژی ای که خود او را نیز عذاب می داده رها شده است. احساس می کردم سبکبالی من از آن لحظه که او فوت کرده، از خود او نیز بیشتر است.بلافا

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. چقدر خوب است.. خیلی خوب..اینکه تو از تماشای بال بال زدنِ پرندگانِ نیم بسملبه معنای درست آسمان برسیو رازی را در گوش مَحرمِ جفتِ خود هم قافیه با ترانه های ناب یک سروشنجوا کنی :زندگی، حتماً...حتماًدانه دانه جمع کردنِ شاخه های خشک و نازک کاج هاست و ساختن آشیانه های محکم پاییزی در جهانی بی مرز ...آشیانه ای زیر سقف شیروانی یک کتابفروشیدر خیابان زیبای "لاو استریت"پاتوق عاشقانه های چلچله ها..اصلاً... زندگی، حتماً...حتماًهمین خیره شدن من به پنجره ی رو به حیات استو فکر باغچه را خواندنکه برای تودر وسط همین سطرهای سپید بنویسم :زندگی، حتماً... حتماًبالابال با جفتِ خودو سرودخواناناز این شاخه به آن شاخه پریدن است شکافتن سینه ی میوه های رسیده به کنج آفتابو پر کردن چینه دان جوجه های بهاری بی مرز ....می دانی ؟پرندگان نیم بسملاصلاً برای رسیدن تو به خمپاره ی همین معناهابال بال می زنند...زندگی خیلی ساده ستساده تر از آنکه حنجره ات را حتی با فیگور ناسیونالیست هابه چاقوی تیز لبه ی مرزها بسپاری به خاطر یک مشت خاک... ."آسیه خوئی" . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. باید تو را برگردانم...باید هر بارپیش از تو برسمبه تک تک سرزمین های جنگ زدهکه شوق تو را به سرباختنبیش از آبادانیِ خود می خواهند.برای برگرداندن تو به خانهباید نقشه ی حماقت مردان جنگ رااز هر نقطه از جهانپاک کنم.باید پیش از شروع هر عملیاتمثل سربازی که به شناسایی دشمن می رود،به هر گوشه از خراب آبادِ آدمی سر بزنم.برای برگرداندن توباید تمام جهان را به صلح برسانم.... ." آسیه خوئی " . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. من سنگ خوردم ، مات ماندم مهربانم !این شعبده دیدن ندارد بیش از اینهادیدن ندارد خاطری را خسته کردنآزردن و خنجر زدن بر بهترین هاهِی تو ! کلاهت را کمی کوتاه تر کنباید برایت دست زد ، کولاک کردیاین روح زخمی جا شده در شب کلاهییادت نمی آید تنش را خاک کردی؟حتما شنیدی من نهنگی مرده بودم ؟!حتما شنیدی تن زدم بر ساحل درد ؟!یک بار دیگر دست کن در شب کلاهتانگشت هایت می خورد بر یک تن سردآقای بازیگر ! کلاهت را عوض کندست تو و دست تمام شهر ، رو شدفهمیده اند اینجا نهنگی با غرورشبا مرگ ، با تصمیم قبلی روبرو شد. ."شهره سادات حقدوست" . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. گویا مولانا هم می دانسته که آنها که در دیوان محاسبات خود، حتی نور مَه را نیز مسخر خود می دانند؛ خود همانا تسخیرشدگانِ دیوان اند و دیوانگان : جزوی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ماصد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبااز مَه ستاره میبری تو پاره پاره میبریگه شیرخواره میبری گه میکشانی دایه راگر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شدمن آردم گندم نیم چون آمدم در آسیا ؟در آسیا گندم رود کز سنبله زاده ست اوزاده مَهم نی سنبله در آسیا باشم چرا ؟نی نی فتد در آسیا هم نور مَه از روزنیزان جا به سوی مَه رود نی در دکان نانوابا عقل خود گر جفتمی من گفتنیها گفتمیخاموش کن تا نشنود این قصه را باد هوا. .توضیح تصویر : "احمد ارشدی" نانوای اهل «نیار» که پریروز در حیاط اداره کل صنعت، معدن و تجارت اردبیل در اعتراض به عدم تحویل آرد خودسوزی کرد و درگذشت. . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. هرگاه حادثه و فاجعه ای انسانی در ایران رخ می دهد، یکی از تیرهایی را که مغرضان جناحی و سیاسی همواره به سمت یکدیگر بی هیچ گمان از سوءظن های خود کمانه می کنند، اختصاص می دهند به فرهیختگان و روشنفکران و آنان را نیز از گمانه های تیر و کمان خود بی نصیب نمی گذارند و مدام می پرسند که چرا در اینگونه مواقع هیچ روشنفکر و فرهیخته ای کاری از پیش نمی برد وفعالیتی جهت پیشگیری از چنین مصائبی انجام نمی دهد؟گویا ایشان نمی دانند یا خود را به دلیل سلب مسئولیت از خویش به بی خبری می زنند که از 38 سال پیش تاکنون، هرگاه روشنفکری زبان به اعتراض و روشنگری گشوده، یا سر از ناکجاآباد در آورده و یا او را چنان به انزوا کشانده اند تا به استحاله ی سوسک بودن و موریانه بودن و عنکبوت بودن برسد.مگر از 38 سال پیش تا همین دو سه سال اخیر که با تغییر سیاست های بین المللیِ رؤسای مملکت؛ وجهه ی جهانی اقتصاد و سیاست ایران در سایه ی توهمات فردگرایانه و خودسرانه ی ایشان تیره و تیره تر می شده، روشنفکران و فرهیختگانی که به آنسوی مرزها یا به کنج حصر خانه هاشان روانه شده اند مقصر بوده اند، که همیشه آنها را نیز بازخواست می کنید؟!اگر

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. سیلی را که در روزهای اخیر به فقیرترین استان کشور ـ سیستان و بلوچستان ـ خسارات فراوانی وارد کرد، باید در حکم یک سیلی به گوش مسئولین کشور تلقی کرد تا شاید توجه آنها را به مردم مستمند و فقیرمان در این نقطه ی فراموش شده ی کشور جلب کند. مردمی که در خانه های گلی زندگی می کنند و عمده ترین محصولات کشاورزی کشور را با کمترین نرخ سوددهی تأمین می کنند. مسئولین خفته ی کشور باید به این نکته پیش از هر کمک رسانی توجه داشته باشند که تجهیز تمامی شهرها و استان های محروم کشور به عوامل بازدارنده و پیشگیری کننده از بلایای زمینی و آسمانی ؛ مهمترین و برجسته ترین نشانه های خدمتگزاری به مردم خوب سرزمین مان است.این اصلا انصاف نیست که به هر یک از خانه خرابان و آسیب دیدگان فقط پنج میلیون تومان وام بلاعوض داده شود و بیست میلیون تومان وام با چهار درصد سود !!!ثروت بیکران کشور، خرج کدام مردم در کدام سرزمین از جهان می شود ؟! .به قول خانم ویسلاوا شیمبورسکا، شاعر لهستانی : ... و باز هم مثل همیشهپرسشهای ضروری تریاز پرسشهای ساده وجود ندارد...... قرار بود وحشت، کوهها و درهها را ترک کندقرار بود حقیقت زودتر از دروغدوا

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

. بر خوانِ لولو نشسته، بیچاره شده میرزا قشمشمپرواری وُ پرورده وُ پرواره شده میرزا قشمشماز بس نمک از لولو گرفتهشوربخت شده بخت سپیدشچون دیگ سیاهِ شورباپزهرکاره وُ پُرکاره وُ یک کاره شده میرزا قشمشمیک روز ترانه خوانِ شهزاده وُ شهدختیک عمر ثناگوی هیولا و هلاگوپرچانه، اسیر حرف وُ بیذاره شده میرزا قشمشمهمسفره ی شاه وُ شیخ وُ شیطانهم لقمه ی ریزه خور.. کلاغانپُر مکر وُ فریب وُ حیله، مکاره شده میرزا قشمشم. ."آسیه خوئی". .پینوشت : تصویر، تابلویی از نقّاش معروف روسی، خانم Galya Popova است. . .

برچسب: نویسنده: آبتین حیدری تاريخ: سه شنبه 26 بهمن 1395 ساعت: 16:44

صفحه بندی